در پی اثبات عدم کارایی رویکردهای سنتی در امر رسیدگی به دعاوی خانوادگی و تلاش برای رفع مشکل ناشی از آن، دادگاه های نوینی تحت عنوان دادگاه یکپارچه خانواده پایه ریزی شدند. این دادگاه ها با صلاحیت رسیدگی به کلیه دعاوی کیفری و مدنی خانواده و اجتناب از رویه های ترافعی و سنتی, موفقیت هایی در حل و فصل اثربخش منازعات خانوادگی داشته اند. تمرکز اصلی این مقاله بر پاسخگویی به این پرسش است که نظام رسیدگی دعاوی خانوادگی (اعم از مدنی و کیفری) در ایران از دیدگاه اصول دادگاه ها ی خانوادگی یکپارچه چگونه ارزیابی می شود. برای جمع آوری داده های مورد نیاز برای پاسخگویی به پرسش تحقیق از روش های کیفی مانند: تحلیل محتوای 29 پرونده خانوادگی, مصاحبه عمیق با 32 نفر از کنشگران قضایی و وکلای دادگستری و طرفین دعوا و نیز مشاهده غیرمشارکتی 16جلسه رسیدگی به پرونده های خانوادگی استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان داده به رغم وجود جلوه هایی از اصول دادگاه های یکپارچه مانند: تمرکز بر صلح و سازش میان طرفین دعوی و جلب مشارکت اقوام و خویشاوندان برای رفع اختلاف، نظام رسیدگی دعاوی خانوادگی در ایران از منظر اصولی مانند: تمرکز بر عوامل زیربنایی منازعات خانوادگی، مشارکت کنشگران در جلوگیری از تشدید اختلاف و پیداکردن راه حل، تلفیق پرونده های خانوادگی و پیشروی از طرح دعاوی گوناگون و رسیدگی به دعاوی خانوادگی در مدت زمان معقول و بدون تأخیر و ناموجه در مقایسه با نظام های حقوق کامن لا از اثربخشی لازم برخوردار نبوده است.